به نام او و بایاداو
جز تسلیم لحظه های بی حوصلگی در باد
کسی مرا نخواند به جذبه های عشق
که می ریخت درون ویرانی
کسی مرا به تماشای بال آبی پروانه های شاد ، نخواند
غمگین ترین ترانه تنهایی پنجره بارانیست
نسیم های رهگذرصبح
که مرا همیشه به تازگی می برد
در ابتدای حرکت رودخانه های عشق مثل هیچ فرو ریخت
رفتیم میان عشق های همیشه
رفتیم... وبرای همین ماندیم!
سالهاست در جستجویم
جستجوی در یایی که ساحلش از جنس دوستیت
دریایی که ساحلش جز رنگ آسمان ندیده
هنوز آن رانیافتم
ولی باز در جستجویش می روم ...
شاید هیچگاه نیابم آن را و رهسپار آسمان شوم
دلم می خواد پربکشم و از همه چی بگذرم حتی از خودم وبرم....
* پنجره های قلبت را رو به محبت باز کن *![]()
