*واسه ی من همین بسه توآسمون باهم باشیم *
هفته ی پیش به اصطلاح امتحان داشتیم. حوصله ی خوندن این امتحانو دیگه نداشتم رو برگه ی چک نویسم یه خط مشق بودو یه خط شعر و.... خودتون بهتر می دونید دیگه!
شب بودو منم لب پنجره ، چشمم افتاد به آسمون پر ستاره که مثل همیشه خوشگل بود،مام که end احساس! ![]()
تا چشم باز کردم دیدم چک نویسم به جای ؟ شده شعر ازستاره و آسمون!
نگام تو آسمونه * آسمونه پرستاره
می گن توآسمونا* * هر کی ستاره ای داره
دنبال تک ستارمم* *اما نمی دونم کجاست؟!
اونه که ازهمه پرنورتره* * هی واسم چشمک می زنه
نه شایدم اون یکیه* * که همش تنها می مونه
همینه شاید ستارم* واسه ی من *نه خودشه می دونم!
آخه اون مثله خودم* همین بسه * تنها و بی نشونه
دلم دگه گرفته نیست * تو آسمون *تنها نمی مونم دیگه
تموم طول شبو من* با هم باشیم * به آسمون ظل میزنم
به تک ستاره ی خودم* * که گوشه ی آسمونه
کاشکی می شد منم بیام * * توآسمون باهم باشیم
که دیگه نه من و نه تو* *تنهای تنها نمونیم
همیشه با هم باشیم * *گل بگیم وگل بشنویم
واسه ی من همین بسه * توآسمون باهم باشیم
خداجون!
خودت که 20 ی ( البته بیشتر ازاین حرفا )
20 واسه مازیاده ،اصش قابل این حرفا نیستیم.
لا اقل نمرمونو - 0 - نده!
*یا حق *
