آخرین سلام
يا حق
يه سلام با يه دنيا آسمون واسه همتون
اینم آخرين سلامم
مي خواستم يه بلاگ جديد بسازم و يه خونه تكوني اساسي كنم ولي نشد
شايد بازم با همين بلاگ برگردم يا با يه بلاگ جديد يا ...
***
27 فروردین که مصادف با میلاد پیامبر و امام صادق
وتولد بنده باشه رو به همه تبریک میگم ![]()
اينم آخرين دل نوشته هام
***
آری بهاری دیگر
آیا آسمان چشمانم بهار دیگری را نظاره می کند؟
ودگربارآوازقناری راکه می سراید از آمدن بهارمی شنوم؟
نسیم بهاری که از سمت دورترین سرزمین ها می وزد،احساس خواهم کرد؟
ودستانم شباهنگام بهاران ستاره ی دیگری از بیکران ها می چیند؟
بر زبانم نغمه ی یا مقلب القلوب و الابصار دیگری جاری خواهد شد؟
وقلب کوچکم برای دیداری دوباره تپیده خواهد شد؟
ویا...
این بهار آغاز آخرین نظاره ها، آخرین ترانه ها، آخرین نغمه ها، و آخرین تپش هاست؟؟؟!

یا مقلب القلوب ... امسال با نغمه ي قشنگه يا حسين همراه بود
واين خيلي قشنگه
یا حسین کمک کن
کمک کن تا مثل هميشه نباشيم ولي خوب باشيم
تا بهترين باشيم
یا مقلب القلوب والابصار كمكم كن تا هميشه يه قلب پاك داشته باشم
یا مدبر الیل و النهار كمكم كن تا روزوشب بيادت باشم
یا محول الحول والاحوال کمکم کن تا بهترین احوالو داشته باشم
· حوّل حالنا الی احسن الحال *
***
رفتن و دور شدن ... کاش بودم سهراب
می نوشتم تا مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
وچمدانی که پر ازتنهاییست می گرفتم بر دوش
دور می گشتم از این شهر غریب
کفشهایم پس کو؟ ... همه را و همه را می سپارم به خدا
هیچ نگاهی نیست تا بپاید قدم های مرا تا انتهای جاده
ونه دستی که بگیرد کلام آسمانی بر سرم
وبریزد مشتی از دریا پشت سر
می روم...

وای کاش می رسیدم به آن شهر که پشت دریاهاست
و می ماندم تا نمی ماند غمی در سینه ام
بس که تنهاست دلم دم به دم ابری فرا می گیردش
طوفانی به پا می کند که نه دل را خود من را نیز ویران می کند
می برد مرا آن دوردستها باز به نزدیکی آن شهر غریب
کاش می شد با دو بال کوچک تا اوج بیکران ها پر کشم

تا دور شوم باز از این شهر غریب
ونیایم باز ونبنیم ونخوانم نغمه ی تنهایی
و بمانم در اوج
که ندانم اوج است یا که باز هم تنهایی!!!؟
***
خدا جون كمكم كن تا در هر نفس تو را بسرایم
وچه زیباست نواختن از تو
تو که بهترینی ومن...؟!
من بی تو هیچم ....... هیج!!!
کاش می شد محو دریا می شدم
التماس دعا
* حمیده *![]()
یا حق
![]()
