تبليغاتX
پاتوق بروبچ لوتی

پاتوق بروبچ لوتی

صفای قدمت

ماحاضریم امتحانمون جزوه بسته باشه اما بدبخت نشیم!

 

 گل من

عاقلان نقطه ی پرگار وجودند

عشق داند که دراین دایره سرگردانند

يه سلام با يه دنيا خوبي واسه اونايي كه ازبامعرفتای روزگارن

دیگه داره درسامون زیاد میشه و میان ترمام نزدیکن

این هفته یکی ازاستادامون(آقای س)گفت یه خبر بد واستون دارم

گفتیم چی؟    گفت: تعداد دخترا 4 برابر پسراست!پس بجنبید که...

همین موقع بود که هممون شروع کردیم به اعتراضو گفتیم یکیم از سرشون زیاده و...

تازشم به یکی ازبروبچ که تازه عقد کرده بودو شیرینی آورده بود گفت که شوهرگیر نمی یاد ازکجا پیدا کردی؟   دوباره شروع شد ...

انگار خیلی خوشش شده بود،گفت که اگه تاآخرترم همین جوری شیرینی بیارین پایان ترمتونو جزوه بازمی گیرم  از ما گفتن بود

 یا ازدواج میکنین وشیرینی می یارین یام بی خیال امتحان جزوه باز بشین!

یکی از بچه ها گفت "ماحاضریم امتحانمون جزوه بسته باشه اما بدبخت نشیم!"

اون موقه بود که هممون شروع کردیم به دست زدن

استادمونم دیگه هیچی نگفت.

از این حرفا گذشته

*** امیدوارم همیشه خوشبخت باشین ***

 

+ نوشته شده در  84/08/18ساعت 4 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

حال بروبچ بامرامم چه جورياست؟

 

هزار پرنده مثل توعاشق

گذشتن از شب به نيت روز

رفتن ورفتن، ساده و صادق ، نيامدند باز ، حتي تا امروز

کدوم خزون خوش آواز، تو را صدا کرد اي عاشق...  که پر کشيدي بي پروا ؟؟

چه کسي باور کرد..؟ جنگل جان مرا ،آتش مهر تو خاکستر کرد

من صدا خواهم زد : بازکن پنجره را ............. پنجره را مي بندي!!.....

و صبوري کوه مرا تحسين مي کرد

 

 

نمي گويم فراموش مکن هرگز

ولي گاهي به ياد آور غر يبي را

که مي داني نخواهي را رفت از يادش....!

 

 

با اين که دلم نمي ياد ..

تا هفته ي ديگه همين موقع  ها    باي باي

 

* کي تو را خواهم ديد اي ديدني ترين در دنيا *

 

 

 

+ نوشته شده در  84/08/10ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حمیده  | 

تورا خدا آبجی رو خیلی دعا کن!!

يه سلام با يه دنيا العفو واسه هممون

تواين روزا بازارخدا  داغه داغه

همه ي اجناس آسموني شو حراج کرده

فقط چند روزه ديگه فرصت داري

پس بشتابيد!!!!!!

چه قشنگه اين روزا نداي العفو والغوث و...

آبجيم يادتون نره ها

 

یا مهدی

 

درگوشه اي محزون وتنها نشستم،يار مراميخواندومرا روي رفتن نيست

هنوز تيره دلم،هنوز جامه ي محبت دنيا به تنم هست

مولا جان!

روي رفتن ندارم، شايدنگاه تومرامهياکند    واگر نگاهم نکني؟!!!!!

وحال بايدبارسفري ديگربست ،  هنوزنيامده بايد رفت

 

تازنده ام زنده به ولاي توياعلي      تاوقت مردنم بولاي توياعلي

اميدم اين بودکه هنگام مردنم        نادعلي به يادمن آري ياعلي

 

 

مولا جان!

ياريم کن  که ازقافله جاماندم

ازقافله اي که به مهماني ميروند،قافله اي که به ضيافت الهي ميروند

هنوزمهيا نشدم وقافله رهسپارشد،رهسپار کوي محبوب

 

اوستاکريم !

اگه دستامو به طرفت درازکردم

توراخدا اين گداي درخونتو،دسته خالي ازدرخونت ردش نکن

لااقل يه گوشه چشمي   واسه يه بارم که شده ماروتحويل بگير

شما که قربونت برم بهتر مي دوني

نوکرتيم به مولا   تاآخرشم هستيم

 

توراخدا واسه آبجي حميده هم 2آ کنيد يادتون نره ها

 

*علي ياورت باشه*

 

+ نوشته شده در  84/08/04ساعت 3 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

گذشته ها گذشته

زهرا جونم این هفته بفهمی نفهمی ،یه کوچولو دلتنگ بود، ازخودش شعر دروکرده بید :

د ل که رنجیدازکسی خرسندکردن مشکل است

شیشه ی بشکسته را پیوندکردن مشکل است

کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد

حرف ناهمواررا هموار کردن مشکل است.

 

ولی زهرا جونم ! ببین تا آبجی حمیده و الهه خانوم هستن بی خیال شو.

به قول آقا معین :

مخور غم گذشته ،گذشته ها گذشته!!!

+ نوشته شده در  84/08/02ساعت 11 قبل از ظهر  توسط حمیده  |