تبليغاتX
پاتوق بروبچ لوتی

پاتوق بروبچ لوتی

صفای قدمت

برمی گردم

بازم سلام

باید ببخشید این هفته تو خونه دانشجویی مون موندم و.........

ولی هفته ی دیگه جبران می کنم.

یه گلستان گل واسه همتون

بای بای

+ نوشته شده در  84/07/28ساعت 11 قبل از ظهر  توسط حمیده  | 

نماز روزه هاتون قبول!

** سلام **    

آبجی ها و داداشی های خودم

حال شما ؟

اگه آبجی یه خورده دیر اومد ببخشین    همش تقصیر کلاساو اساتید گرامه

ولی اونا چه تقصیری دارن    خوب روزگاره  دیگه   چه میشه کرد !!!؟

بگذریم....

 

قلب من

 

 

نگاهت گرچه کوتاه، ولی پرمعنا بود.

     نه مثل همه

            توی نگاه تو        

                نمی دونم  ؟

                    شاید سادگی بود

              شاید شور وشوق جوانی بود

                ویا .........

         نمی دونم چی بود ...    ولی زیبا بود

             هر چی بود  بی خیال .. 

         ولی بدون  هنوز نگاهت رو حفظم!

          می گی نه  نگاه کن .......!!؟

 

 

تو خونه دانشجویی مون با زهرا نشسته بودیم. 

زهرا گفت بیا واسه هم حرفای عاشقونه بنویسیم.

گفتم یا علی شروع کن........

 

زهرا.. من فقط تورادارم پس فکر نکنی اگه یکم کم محلی کنی دلتنگ نمی شم.

من... بی خیال می خوای بشی می خوای نشی !؟

 

زهرا گفت حمیده بابا بی شوخی !

 گفتم خوب باشه از اول......

زهرا.. من فقط تورادارم پس فکر نکنی اگه یکم کم محلی کنی دلتنگ نمی شم.

من... عزیز، توهم بدون  که تموم دنیامی ، نبینم دلتنگ باشی!

زهرا.. تو اگه بری دلتنگ نگات میشم، دلتنگ چشمای آبی مثل دریات میشم .

من... پس بدون  که باهات هستم .......  تا آخرش !

زهرا..چه عهدهاکه بسته شدوشکسته شد،عهدبستیم که تاآخرعمرپیش هم بمونیم

من... پاهمشون واستادیم،چاکرتم هستم.

زهرا.. برام نوشتی که گذشته هاگذشته،هر چی بودتموم شده،من میگم همش نفس بود.

من... هنوز همه خاطره هامون تو قلبم حک شده تا ابدم هست،هیچوقتم پاک نمی شه.

زهرا.. حالا من موندم با حسرت نگفته ها !!!

من... تا منو داری غم نداری ، تا من هستم نگفته ها معنایی نداره !؟

زهرا.. دلم حق داره ازتقدیر یه عمربی وفایی دیده، واسه هرکی غم خورده یه جورایی بهش خندیده!؟

من... پای همه ی قول وقرارامونم واستادم، چاکرتم  بیشتر از این حرفا ...!

 

تا اینجا بیشتر نرفتیم!

فکر کنم بد نیست اسم چت خودمو زهرار رو بذارم

       *  Love Chat  *

 

                  به من بسپار

     دستت را به من بسپار        تا از گرمی آن وجودم را پر کنم
    گوشت را به من بسپار         تا زمزمه ی عشق را در آن جاری کنم
   شانه ات را به من بسپار       تا آن را تکیه گاه تنهایی ام کنم
     قلبت را به من بسپار           تا آن را در هاله ای از نور نگهداری کنم
   صدایت را به من بسپار        تا مهربانی ات را تدریس کنم
 چشم هایت را به من بسپار    تا تازگی های عشق را در آن پیدا کنم
    جسمت را به من بسپار         تا دما دم آن را گلباران کنم
         همه را به من بسپار        تا معنی خواستن را یاد بگیرم

                     یاد بگیرم چگونه تورا بپرستم
                  وچگونه با وجود تو در حضور عشق
                            خود را باز یابم
                    ای کاشف موجودیت عشق!!!

 

زهرا بهم گفت :  دوست دارم همه چیزو تجربه کنم.

بهش گفتم:یه چیزی هست که اگه تجربش کنی دیگه نمی تونی هیچی رو تو دنیا تجربه کنی  !!

گفت چی  ؟؟؟

گفتم   رفتن به اون دنیا ...   می خوای با همین کش که اون بالاست خودتو داربزنی؟؟

بعد 2 تایی زدیم زیر خنده !!!؟

 

 

*-----   حق نگهدارتون  -----*

 

بازم التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  84/07/19ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

آبجی در خدمت شماست!!


 

بعد از سلام دوباره به همه ی لوتی های خودم

اول از همه:

 

*شروع ماه رمضونو به همتون تبریک می گم*

 

دوم از اونم بابا من که گفتم مارو چه به اقوام

آبجی حمیده حالا حالاها  نمی پره

وکما کان در خدمت شماست.

افتاد.........

 

 

آبجی حمیده

 

 

 

   التماس دعا  

***

 

 

+ نوشته شده در  84/07/13ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حمیده  | 

خبر می دادی گاوی،گوسفندی... سر می بریدیم!

سلام سلام سلام

 

100 تا وبیشتر سلام به همه ی لوتی های خودم

دل آبجی واسه همتون تنگ شده بود*

باس ببخشین دیراومدم ، ناسلامتی کلاسام شروع شده و 3 ، 4 روز در هفته کلاس دارم.

 

یه جک دارم که  ازیکی از بامرامای روزگار شنفتم:

2 تا جوجه با هم قرار می زارن بعد که بزرگ شدن عروسی کنن،وقتی بزرگ شدن دیدن...

ای دل غافل هر دوشون خروسن.

 

بله بالاخره بعداز کلی سال رفتیم عروسی.

با با مردیم از بی عروسی یی .

از اول تاآخرش با دختر عموهام  محبوبه وزهره بودم . این محبوبه مگه ول می کرد ،تایه خانومی باهام احوال پرسی می کردو ارادت داشت هی میگفت : حمیده مشتری پیداکردی و....... آره حمیده پر !؟؟؟

بعدشم هی به لیستش اضاف می کرد ،تا 6 یا 7 تا برام شمرد.گفتم بابا ول کن دیگه ما رو به اقوام چه .

اصلا همشون ارزونی خودت.

"برای اون 2 کبوتر عاشق هم آرزوی خوشبختی می کنم"

 

آبی یعنی دل من ،دریای خروشان

 

*  ازرفیق گلم زهرا *

تقدیم به تمام کسانی که از عشق فقط لفظ آن را استادند:

کاش فقط عاشق تخیل عشق نباشیم

 

دل نوشته ی آبجی واسه ی اونایی که چاکرشونیم:

 

باید رفت

رفت تا بی نهایت

از هیچستان ها باید گذشت

رفت تا به طلوعی دیگر رسید

نه یک طلوع تکراری

طلوعی تازه ،تازه ی تازه

تازه تر از همیشه

وباید زندگی کرد

تاابد.......

 

بشنو از یه لوطی بامرام  (داش ابی) :

 

فریب تربیت باغبان مخور ای گل

که آب می دهد اماگلاب می خواهد

 

الو .......

 

بازم به آبجی حمیده سر بزن

 

واسه همه ی داداشا و آبجی های بامرامم

*آرزوی روزهایی سبزی رو دارم*

 

+ نوشته شده در  84/07/12ساعت 7 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

****** دمه همتون گرم ******

 

یه دنیا ممنون از همه ی بامعرفتای خودم.

بابا دست خوش ! منور کردین .

خوش دارم هفته های دیگه هم مثل هفته ی اول پاتق باشه  که دیگه نور الی نوره *

 

 

چه عاشقانه خواندمت...

 

قسم به آن ستاره

که لحظه لحظه با من است

قسم به موج اشک چشم

که غم گرفته قلب خسته ام

تو آخرین گلایه ای

تو آخرین تبسمی

چه عاشقانه دیدمت!

چه عاشقانه خواندمت!

اگر گل امید تو

2باره باز بشکند

تمام لحظه های من

پر از ستاره می شود

صدای خنده های من

به جان کهکشانی ات

غزل غزل سروده می شود!؟

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!   بابا کی گفته آبجی حمیده عاشقه   !!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خوب قبول داریم از عشق گفتیم  ولی خداییش دیگه عاشق نیستیم!!!

پس دیگه نشنوم که ...........

 

راستی تا یادم نرفته:

 این آدمام به لیست اونایی که قبلا گفتم باید بی خیالشون بشیم اضافه کنید

بچه پخمه ها و مونگل ها و اونایی که  End  سوسولی و سرتقی ین.

 

یادتون نره!!!!؟؟؟؟

 

 

آسمان ،عشق ،زمين

هرکجا هستم با شم آسمان ،عشق ،زمين مال من است!

*هرکجا هستم با شم*

*آسمان*

*عشق*

*زمين*

*مال من است*

هرکجا هستم با شم آسمان ،عشق ،زمين مال من است!

آسمان ،عشق ،زمين

 

 

لوتی مرامتو عشقه

*-------  اگه بذارم  نظر نداده بری ---------*

 

 

+ نوشته شده در  84/07/06ساعت 8 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

آواره ی خونسار!!!؟؟؟؟؟؟؟

آواره ی خونسار!!!؟؟؟؟؟؟؟

 

کلاسامونم که شروع شده. حالا اول خوشبختی "البته برای بعضی هام اول بدبختی یه" .

آره بازم دانشگاهو  استادای گرام!!!!

 

هفته ی اولم که همیشه شوته  **بی خیالش**

هفته های بعدم که پروژه های آقای صانعی یا به قول خانم کتابچی "آقای استاد مهندس صانعی" از یه طرفو  پروژه های خانم میرزایی ازطرف دیگه!

دیگه داریم به گرفتن فوق مونم می رسیم.

حالا فرقی نمی کنه چه فوقی – مهم اینکه فوق می گیریم!؟

به قول رفیق بامرامم زهرای عزیز:

 

       آواره ی خونسار می تونم باشم

       غریب و تنها می تونم باشم

       من بی فوق نمی تونم نمی تونم......!؟

       چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟

       آخه مدرکمه دوستش دارم!

       کلاسمه دوستش دارم........!!!!!

 

تو خوابگاه و دانشگاه "با همه ی سختی هاش" برای آبجی که یه تجربه ی شیرین می شه!

 

این روزام با همه ی خوبی هاش و بدی هاش تموم می شه

 

یه بار تو خوابگاه رو تختم نشسته بودم که چشمم خورد به این شعر معین که رو سقف نوشته شده بود:

 

     در این بازار داغ نا امیدی تورا باور کنم با چه امیدی!

منم کنارش نوشتم:

         در نا امیدی بسی امید است!

 

بگذریم

 

چقدر از این نگاهای بعضی از M ها ( البته دور از جون لوتی های بامرام  آبجی ) بدم می یاد ....

البته نه فقط من ، برای خیلی از بروبچ دیگم همین جوریاست...!

 

 

 

 

یه کلوم از آبجی :

 

*.*.*.*.* امیدوارم همیشه Up date باشین *.*.*.*.*.*

 

بازم میگم  ....  - هر چی عشقت می کشه بگو -

 

 

 

+ نوشته شده در  84/07/06ساعت 8 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

*به نام الهه ی محبت*

 

به به!!!

سلام...  بروبچ بامرام!

به جمع لوتی هاخوش او مدید.

پاتق  لوتی ها رو منور کردی ....

 *** لوتي صفاي قدمت ***

چرا لوتی ها ؟خب لوتی ها جوون مرد، بامرام ،مشتی وباصفا هستن.

خوش دارم تو پاتق آبجی  هر چی عشقت می کشه بگی.

خوشحال می شم  نظراتونو بشنوم. اگه امری هست ،عر ضی هست...

یا علی، بسم الله!

راستیاتش خیلی وقت بود که می خواستم دل نوشته هامو بنو یسم ولی دیگه دیگه...

امیدوارم تو پاتقمون نا لوتی نباشه!

 

از تیترای زیر  پاتق لوتی های با مرام رو ok کردم:

*  شهر غریب بی نشون.

*  دل نوشته های آبجی حمیده .

*  شهر پریا.

*  شهر خوش فرشته ها.

*  از شقایق تا بوی گندم.

*  جزیره ی بی نشون آبجی حمیده.

 

 این عنوانارو هم بیشتر به خاطر ارادت  خاصی که به کامران و هومن دارم انتخاب کردم ولی نشد دیگه...

 

0000000000000000000000000000000
0000000
777770000000777770000000
00000
77777777700077777777700000
0000777777777770777777777770000
0000777777777777777777777770000
0000777777777777777777777770000
0000077777777777777777777700000
000000
7777777777777777777000000
0000000077777777777777700000000
0000000000
777777777770000000000
0000000000000
777770000000000000
000000000000000
7000000000000000
0000000000000000000000000000000

 

 

توبه کردم که دگر می نخورم در همه عمر ...

یار اگر ساقی شود و می بدهد ،من چه کنم؟؟؟

 

  

عشق

 

 


 جناب ! میتونی برام  آف بزاری* پس کلیک کن!       abji_hamideh

 
 
 
 
+ نوشته شده در  84/07/01ساعت 7 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

اوستا کریم یه نظری هم به ما کن!

Welcome to ABJI PATOGH - all lotiha

بعضی وقتا غروب، موقع اذون دلم می گیره خیلی بیشتر از اونی که فکرشو کنین، اونوقته که یه 1 سا @ی رو جانمازم می شینمو همین جور فکر می کنم. به چی؟ به خودم ،به کارام،به این دنیای بی وفا،به آدمای بی وفا، به اون دنیاو...

به اوستا کریم که قربونش برم خیلی مهربونه.

خدا جون u که مهربونی ،همه رو دوست داری، یه نظری هم به ما کن!

 

 

عجب صبری خدا دارد!؟

اگر من جای او بودم

 همان یک  لحظه ی اول که اول ظلم را می دیدم ،از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبایی و زشتی به روی  یکدگر ویرانه می کردم .

 عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم،که در همسایه ی صدها گرسنه،

چند بز می گرم عیش و نوش می دیدم ،نخستین نعره ی مستانه را خاموش ، آن دم بر لب پیمانه می کردم.

 

 

به قول حسنی:

با زمان عشق فراموش ميشه و با عشق، زمان!

 فکر کن!

بی خیال همه ی عشق و عاشقی یا...

آخرش فقط یه عشقه که می مونه، که چاکرشیم ، خیلی بیشتر از این حرفا.

آره عشق به خدا که اگه عاشقش باشی تو این دنیا و هم اون دنیا خیرشو می بینی .امیدوارم از قلم نندازیش که اونوقته که ................. آره حسابت با کرام الکاتبینه!

مواظب باش که اینو با گذر زمان از دست ندی!!!

لوتی تو راز ونیازات ، آبجی حمیده رو از قلم نندازی !

 التماس دعا...

 

 

+ نوشته شده در  84/07/01ساعت 7 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

آبجی می نویسه!

امیدوارم یه روزی برسه که هم آبجی وهم شما هیچ آرزویی نداشته باشیم .

از آرزوهای اخروی که بگذریم میرسیم به...

عشق رانندگی (اونم در حالی که به یه ترانه ی توپ گوش می دم.)

یا نواختن ارگ وگیتارو...

باقی شم خودت برو که بهتر از من می دونی!

اگه بخوای بشمری این هوا می شه!؟

 

آرزو ميکنم دنيات، عشقت، هستيت و مهربونيت روز به روز پر بشه از آسمون، از عطر بنفشه و از اميد رسيدن به چيزي که به خاطرش اصلا به دنيا اومديم. بلکه ميخوام بهت بگم زندگيمون با هم گرچه پر از  روزمرگيه، گرچه گاهي تنها بوديم و غصه خورديم، ولي با تو بودن براي من

خودش، يه خوشبختي بزرگه...

 

کاش!!!

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش من هم یک قناری می شدم

در تب آواز، جاری می شدم

بال در بال کبوتر می زدم

با قناری ها غزل خوان می شدم

پشت هر آواز پنهان می شدم.

 

 

 

آرزو می کنم هممون به همه ی آرزوهامون برسیم"انشاء الله".

 

 

********

 

یکی به داد من برسه!

آخه چرا آفام بهم نمی رسه ... حتماً اشکال از Y MSG رمه یا تنظیماتش به هم خورده.

این موقع هاست که باید بگم:

 "آیا کسی هست که مرا یاری دهد؟!"

 

 

بگذریم...

 

یه سری آدما هستن که بهتره هیچ وقت روشون حساب نکنید یا به عبارتی بی خیالشون بشین ،نمونش:

*  آدمای بی کلاس یا no lable

*  آدمای کم رو

*  آدمای وراج و خاله زنک

*  Fهاو Mهایی که خیلی خیلی...

*  بچه سوسولا وجغله های علاف کوچه پس کوچه ها و لب خیابون.

قبول داری یا نه ؟!

 


زندگی چیست؟
در تبسم یک دلهره در کوچه ای خلوت
در پیاده رویی سرشار از بوی((دوستت دارم!))
با نگاهی به افق ، به دوردست
قدم زنان پرسیدم:
((زندگی چیست؟))
گفت:
نگاه کن به یک قطره ی شبنم!
قطره ی شبنم را به دستم داد وگفت:
به درونش نگر
زندگی آنجاست !؟
 

+ نوشته شده در  84/07/01ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

سلام سلام سلام!!!

 

 

یه سلام مخصوص به همه ی لوتی های بامرام وبا صفا

حال شما ، خوش هستید که انشاء الله ،مامان وبابا  خوبن ، سلام برسونید خدمتشون.

*همچنان با آبجی حمیده همراه باشید*

یکی ازاستادای گرام بنده (Ms.R) که بروبچ بهش می گن رادی جون می گفت:

مربع زندگی سه ضلع داره   1-ایمان  2-اخلاق

(توصیه های ایمنی رو جدی بگیرید!!!)

اگه کم و کسری تو پاتق هست باید ببخشین دیگه!؟

 

بی خیال...

می سپارم دل به دریا بی خیال   

می شمارم لحظه ها را بی خیال

گاه در آشفته بازار دلم   

می شوم تنهای تنها بی خیال

بی خبر از شعر پر تشویش عشق  

می کنم خود را تماشا بی خیال

گاه می سازم برای روح خود  

نردبانی تا ثریا بی خیال

بی خیالم با خود اما باتو من   

حرف هایی دارم اما، بی خیال

 

 

توجه   توجه   توجه !!!

   

قابل توجه لوتی های گرامی:

اگه صاحب وبلاگید...

لینک پاتق آبجی رو توش بزارین.

و اگه خوش دارین لینک وبلاگتون تو پاتق آبجی حمیده باشه ،حتماً لوگوتونو بدین .

OK**

به قول دختر عموی عزیزم  very ok*

اگه از پاتق بنده خوشتون اومد حتماً لوتی های دیگه رو هم خبردار کنید.

سعی می کنم پاتقو همیشه Up date کنم وگه نشد به بزرگی خودتون ببخشین.

  

خداوندا!

 

من می گم  

عشق و محبت

تو می گی قبولت دارم

من می گم صفا و دو ستی

یه دلی و یه رنگی

من می گم نبا شه زشتی

نبا شه درد و غصه

نباشه بدی و پوچی

تو می گی بابا ، بی خیال

من می گم باشیم صمیمی

من می گم مهر و عطوفت

من می گم ایمان و تقوا

تو می گی دور این یکی رو خیط بکش

تو می گی بابا بی خیالش ...

بعد یه نگاه کوتاه 

من می گم  دیدار به قیامت!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  84/07/01ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

مشکی رنگ عشقه!

 

چند وقتی بود که مشکی پوشا زیاد شده بودن ،گفتم چی شده همه یه دفه داغدار شدن؟

بعدش بود که فهمیدم که بله:

مشکی رنگ عشقه!

 گفتم خوبه یه رنگ دیگه رنگ عشق نشده! وگر نه...

قبول دارم ... هر کی عاشق نباشه آدم نیست!

ولی خداییش عشق یه طرفه هم عشق نمی شه!

اگه دوروغ می گم بگو دوروغ می گی ..

 

 

 

***این تو فالم اومده بود.

                 زیباترین بهار در انتظار توست!..

 

 

میگن زیبارویان بی وفایند ...

چرا؟؟؟

ما که قبول نداریم، شمارو نمی دونم؟!

 

 

تو هزار جور ما رو چرخوندي تا ما رو خوب شناختي

ديدي با حرف مي شه گول زد دل ما رو

ماکه هيچي چي جواب مي دي خدا رو

اگر صد سال خدا خدا کني

ديگه کي مثل مني پيدا کني

تو دلت هرچي که بود گفتي برام با گريه هات

چه دلي چه گريه اي الهي بميرم من برات

هق هق گريه ي تو انقدره کرده بود شلوغ

آخرش نفهميدم حرف تو راست بود يا دروغ

ما رو باش که اين ميون، دل به تو و عشق تو بستيم

عمري به پاي چون تويي نشستيم که نشستيم

ما رو باش که اين ميون دل به تو و عشق تو داديم

برو جونم برو عمرم از سرت خيلي زياديم!!!

 

 

 

 

Chat یعنی علافی!

اولین باری که رفتم تو پاتقchatter   ها، دیدم  کلی صفحه رو مانیتور باز شد که همه بعد از یه hi یه asl  نوشتن گفتم یعنی چه ؟ 

گفتم اول شما بعدش یه چیزای دیگه می نویسه .

 گفتم اینا دیگه چیه؟

دیدم نمی شه رفتم سرچ کردم بعدش بود که تازه فهمیدم اصلاً دنیای chat چه جوری یاست !

جون آبجی chat هم واسه آدم آب و نون نمی شه

از من به همه ی chatter ها و ... که بابا ولش کن

دیگه یه چیز دیگه رو بچسب البته اگه معتادش شدی  اون یه حرف دیگه است.

 

 

گل واژه هر شعر و سرودم عشق است!!!

 

 

در کنار هم  نشسته بودیم

از من پرسید...تو برای چه زنده ای ؟

در حالی که در دلم فریاد می زدم برای تو

 گفتم برای هیچ

گفتم برای هیچ !

ازاو پرسیدم تو برای چه زنده ای ؟

گفت :برای کسی که برای هیچ زنده است !!

 

                   ----––––– **** ––––––-----

 

 

+ نوشته شده در  84/07/01ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

سلام به شما خوبان!!

بهم می گن باید توی سرچشمه یا یه پارک یا هر جایی که درخت وگل و چمن داره زندگی کنم!!

آخه خیلی طبیعت و مسافرتو دوست دارم

مگه اشکالی داره ؟؟؟

یه چیز دیگه هم هست  آخه همه کیف گردش به اینه که تو طول سفر مخصوصا تو ماشین به موسیقی گوش بدی...

درسته؟؟؟

 

**

دلت مثل لبخند گل بی کران بود

دلت آسمان بود

همه حسرت یک نگاه تو در سینه دارند

تو شاید همونی که من ...

 

 

هر چی آرزوی خوبه مال تو

 

 هر چی که خاطره داریم مال من

 اون روزای عاشقونه مال تو

 این شبای بیقراری مال من 

منمو حسرت بی تو ما شدن

 تویی و بدون من رها شدن

 آخرغربت دنیاست مگه نه

 اول دوراهی آشنا شدن

 تو نگاه آخر تو

آسمون خونه نشین بود

 دل تو شکسته بودن

 همه ی قصه همین بود

 می تو نستم با تو باشم

 مثل سایه مثل رویا

 اما بیدارم و بی تو

 مثل تو تنهای تنها......

 

 

اگه می خواستم 2باره رشتمو انتخاب کنم بازم می گفتم کامپیوتر!!!

خوشحالم که رشتم اینه!

 

+ نوشته شده در  84/07/01ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

مي نويسم واسه تو.....

 

مینویسم از تو....

 از تو ای شاد ترین ....

تازه ترین نغمه عشق...

تو که سر سبز ترین منظره ای ....

تو که سرشار ترین عاطفه را....

نزد تو پیدا کردم ....

وتو سنگ صبورم بودی ....

در تمام لحظاتی که خدا ....

شاهد غصه و اندوهم بود....

به تو می اندیشم ....

و به تو میبالم ....

و از تو میگیرم....

هرچه انگیزه درونم دارم....

 

 

من به سيبي خوشنودم!

 

وبه بوئيدن يک بوته بابونه.

من به يک آيينه ، يک بستگي پاک قناعت دارم.

 

 

 

آخه خبر نداری ...

با اولین سلامت

یه دنیا سادگی بود

تو نبض هر کلامت

تو از خودت می گفتی

من در خودم می مردم

واسه عمری که بی تو

گذشته غم می خوردم!؟

 

 

 

جوانی چیست؟؟؟

 

کودکی می گوید:

((آینده است!

وقت بسیار باید ،تاروم به سویش

من چه کارش باشم،حال؟))

 

 

 

نو جوانی گوید:

((همسایه است، شیرین است.

فاصله اش چند متری بیش نیست.))

 

 

وجوانی گوید:

((عشق وشوری است غنی.

چشمه ای است در دل یک کویر خشک .

روزنی به سوی فردایی باز.

وشکوفه است .

ومهم تر ز همه ،قطره آبی

که نباید همه جا غلت خورد.

بلکه باید که به جایی افتد،

که همان دامن دریا باشد. ))

 

 

 

+ نوشته شده در  84/07/01ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حمیده  | 

پس کی می آیی پیدای پنهان؟

 

 

پس کی می آیی پیدای پنهان؟

 

زتو با تو راز گویم به زبان بی زبانی

به تو از تو راه جویم به نشان بی نشانی

چه شوی زدیده نهان؟ که چو روز می نماید

رخ همچو آفتابت ز نقاب آسمانی

تو چه معنی لطیفی؟ که مجرد از دلیلی

تو چه آیت شریفی؟ که منزه از بیانی

زتو دیده چون بدوزم؟ که تویی چراغ دیده

زتو کی کنار گیرم؟ که تو در میان جانی

همه پرتو و تو شمعی، همه عنصر و تو روحی

چو تو سیرتی نخوانده ام، همه سر به سر معانی

به جنایتم چه بینی؟ به عنایتم نظر کن...

 

 

 

 

 

Life hasnt

Time to barter holy star passing

From life oh…give all

Us love and living by hope.

 

 

زندگی و اُمید

زندگی زمانی برای معاوضه ندارد .

ستاره ی مقدس از زندگی عبور می کند.

آه، همه ی ما با امید ،زنده بودن و عشق را هدیه کن.

 

 

 

الهي!

 

 زهي خداوند پاک که بنده گناه کند و تو را شرم، کرم بود.

الهي!

 تو دوست مي داري که من تو را دوست دارم با آن که بي نيازي از من. پس من چگونه دوست ندارم که تو مرا دوست مي داري با اين همه احتياج که به تو دارم.

الهي!

 مرا عمل بهشت نيست و طاقت دوزخ ندارم. اکنون کار با فضل تو افتاد...

 

 

جایگاهتان در بهشت خدای باد!

 

 

 

2005-2006  ©

 

  

بازگشت به بالاي صفحه

+ نوشته شده در  84/07/01ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حمیده  |